مرتضى مطهرى

55

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

وحى الهى مىخواست . آنجا كه تكليف يك حادثه در قرآن بطور صريح بيان شده است و يا سنّت قطعى در ميان است و يا دسترسى به شخص رسول خدا و يا ائمهء معصومين ( از نظر شيعه ) ممكن بود تكليف روشن بود . اما آنجا كه آيهء صريح يا سنت قطعى وجود نداشت و دسترسى به معصوم هم نبود طبعا پاى اجتهاد و استنباط به ميان مىآمد . اينكه اجتهاد از كى آغاز شد و چه تحولاتى در ميان اهل سنت و چه تطوّراتى در شيعه پيدا كرد بحث دامنه‌دارى است كه اينجا محل طرح آن نيست . ترديدى نيست كه از زمان رسول خدا و حدّ اقل از وقايع مقارن ايام وفات آن حضرت ، اين كار آغاز شد . اما اينكه آيا از اول بطور صحيح انجام گرفت يا بطور ناصحيح ، مطلب ديگرى است و ما در جاى ديگر به اين مطالب اشاره كرده‌ايم ( 1 ) . فقه اسلامى نيز مانند علوم ديگر بسرعت متطوّر و متكامل شد و طبعا سيستمهاى مختلفى در آن بوجود آمد . در ميان اهل تسنن دو سيستم فقهى به وجود آمد : سيستم اهل حديث كه بيشتر ميان فقهاى مدينه معمول بود و سيستم رأى و قياس كه بيشتر ميان فقهاى عراق معمول بود . روش اهل حديث اين بود كه در مسائل ، در درجهء اول به قرآن رجوع مىكردند ، اگر حكم مسأله را در قرآن نمىيافتند به حديث پيغمبر مراجعه مىكردند ، اگر احاديث ، مختلف بود ، به ترجيح احاديث از نظر راويان سند مىپرداختند ، اگر در حديث نمىيافتند و يا ترجيحى در ميان احاديث مختلف به دست نمىآوردند به اقوال و فتاواى صحابه رجوع مىكردند و اگر از اين راه هم طرفى نمىبستند كوشش مىكردند به نحوى از اشاراتى كه در نصوص هست چيزى استفاده كنند و بندرت اتفاق مىافتاد كه به رأى و قياس متوسل شوند . روش اهل قياس غير اين بود . آنها اگر حكمى را در قرآن يا سنّت ، قطعى نمىيافتند به احاديث منقوله چندان اعتماد نمىكردند زيرا آنها را غالبا مجعول يا تحريف شده مىدانستند . معتقد بودند كه يك نفر فقيه در اثر ممارست در مقررات قطعى اسلامى ، به روح قوانين اسلامى آشنا مىشود و از روى مشابهات مىتواند حكم مسألهء مورد نظر را اكتشاف كند .

--> ( 1 ) . اين بنده در نشريهء سالانهء « مكتب تشيّع » منتشر در قم در سال 1340 ، مقاله‌اى تحت عنوان « اصل اجتهاد در اسلام » نگاشت و اين تاريخچه را به طور فشرده ذكر كرد . طالبان مىتوانند به آن مقاله مراجعه كنند . [ اين مقاله در كتاب « ده گفتار » اثر استاد شهيد به چاپ رسيده است ] .